بلاکچین‌های لایه ۱ در برابر لایه ۲ چیستند؟

آموزش برای افراد مبتدی و متوسط در دنیای کریپتو در سراسر جهان که می‌خواهند بفهمند بلاکچین‌های لایه ۱ و لایه ۲ چه تفاوتی دارند و چطور با هم کار می‌کنند.

وقتی مردم درباره «لایه‌های» بلاکچین (blockchain) صحبت می‌کنند، در واقع درباره تقسیم کار به بخش‌های مختلف حرف می‌زنند. یک لایه روی امنیت هسته‌ای و ثبت این‌که چه کسی مالک چه چیزی است تمرکز می‌کند، در حالی که لایه دیگر روی انجام حجم زیادی از فعالیت کاربر به‌صورت سریع و ارزان تمرکز دارد. در شبکه‌های محبوبی مثل Ethereum، تقاضای بالا می‌تواند تراکنش‌ها را کند و گران کند. لایه ۱ بلاکچین‌ها تلاش می‌کنند غیرمتمرکز و امن بمانند، که این موضوع ظرفیت مقیاس‌پذیری مستقیم آن‌ها را محدود می‌کند. لایه ۲ها برای پردازش تراکنش‌های بیشتر بدون قربانی کردن آن امنیت ایجاد شدند. به‌جای جایگزین کردن لایه ۱، بیشتر لایه ۲ها روی آن «سوار» می‌شوند و به‌طور منظم داده یا اثبات‌ها را به آن برمی‌گردانند. می‌توانید آن‌ها را مثل خطوط اضافه‌ای تصور کنید که بالای یک جاده امن موجود ساخته شده‌اند. درک این‌که هر لایه مسئول چه چیزی است، به شما کمک می‌کند تصمیم بگیرید کجا ارزش نگه دارید، کجا معامله کنید و کجا اپلیکیشن بسازید.

نگاه سریع: لایه ۱ در برابر لایه ۲ در یک نگاه

خلاصه

  • لایه ۱ = زنجیره پایه برای امنیت، اجماع (consensus) و تسویه نهایی (final settlement) (مثلاً Bitcoin، Ethereum، Solana).
  • لایه ۲ = لایه مقیاس‌پذیری که اجرا را به‌صورت دسته‌ای یا خارج از زنجیره انجام می‌دهد اما برای امنیت به یک L1 متکی است (مثلاً Arbitrum، Optimism، zkSync، Base).
  • کارمزدهای لایه ۱ معمولاً بالاتر و پرنوسان‌تر هستند، مخصوصاً در زمان اوج تقاضا.
  • کارمزدهای لایه ۲ معمولاً بسیار کمتر است چون بسیاری از تراکنش‌ها هزینه یکسان لایه ۱ را با هم شریک می‌شوند.
  • لایه ۱ برای نگه‌داری ارزش‌های بزرگ، تسویه‌های نهایی و پروتکل‌های هسته مناسب‌تر است؛ لایه ۲ برای معاملات پرتکرار، بازی و dAppهای پرحجم بهترین گزینه است.

درک لایه‌های بلاکچین بدون اصطلاحات پیچیده

یک شهر را تصور کنید: لوله‌های آب و کابل‌های برق زیرزمینی زیرساخت پایه هستند، در حالی که ساختمان‌های روی زمین جایی هستند که مردم واقعاً در آن زندگی و کار می‌کنند. لایه پایه باید فوق‌العاده قابل‌اعتماد باشد، در حالی که لایه‌های بالاتر می‌توانند سریع‌تر تغییر کنند تا نیازهای مردم را برآورده کنند. لایه‌های بلاکچین (blockchain) ایده‌ای مشابه را دنبال می‌کنند. همچنین می‌توانید به بزرگراه و جاده‌های فرعی فکر کنید. بزرگراه اصلی با دقت ساخته و نگه‌داری می‌شود تا کل منطقه را به هم وصل کند، اما نمی‌توان هر هفته آن را عریض‌تر کرد. جاده‌های فرعی و روگذرها می‌توانند روی آن اضافه شوند تا ترافیک محلی را مدیریت و ازدحام را کم کنند. در بلاکچین‌ها، لایه ۱ مثل زیرساخت اصلی یا همان بزرگراه است و لایه ۲ها مثل جاده‌های اضافی هستند که روی آن ساخته می‌شوند. آن‌ها مقصد نهایی ثبت سوابق را با هم شریک‌اند، اما ترافیک را به روش‌های متفاوتی مدیریت می‌کنند.
تصویرسازی مقاله
چطور لایه‌های بلاکچین روی هم قرار می‌گیرند
  • بلاکچین (blockchain): یک پایگاه‌داده مشترک و فقط‌افزودنی که در آن تراکنش‌ها در قالب بلاک‌ها گروه‌بندی و با استفاده از رمزنگاری (cryptography) ایمن می‌شوند.
  • پروتکل: مجموعه قوانینی که مشخص می‌کند یک شبکه بلاکچین چطور کار می‌کند، از جمله این‌که نودها چطور با هم ارتباط می‌گیرند و داده را اعتبارسنجی می‌کنند.
  • اجماع (consensus): فرایندی که طی آن نودهای شبکه روی وضعیت فعلی بلاکچین و این‌که کدام بلاک‌ها معتبر هستند به توافق می‌رسند.
  • تسویه (settlement): نقطه‌ای که در آن یک تراکنش روی بلاکچین نهایی و غیرقابل‌برگشت در نظر گرفته می‌شود.
  • اجرا (Execution): فرایند اجرای منطق تراکنش‌ها، مثل smart contractها، برای به‌روزرسانی موجودی‌ها و وضعیت.
  • دسترس‌پذیری داده (data availability): تضمینی که داده تراکنش‌ها منتشر و در دسترس است تا هر کسی بتواند وضعیت زنجیره را راستی‌آزمایی کند.

بلاکچین لایه ۱ چیست؟

بلاکچین لایه ۱ شبکه اصلی‌ای است که در آن تراکنش‌ها مستقیماً ثبت و توسط validatorها یا ماینرها ایمن می‌شوند. این لایه مسئول رسیدن به اجماع، ذخیره کل تاریخچه و اعمال قوانین اصلی سیستم است. نمونه‌ها شامل Bitcoin (متمرکز بر انتقال‌های ساده و امنیت قوی)، Ethereum (پشتیبانی از smart contractهای پیشرفته و تعداد زیادی dApp) و زنجیره‌های جدیدتری مثل Solana یا Avalanche هستند که هدفشان توان عملیاتی بالاتر است. هر لایه ۱ بین غیرمتمرکز بودن، سرعت و هزینه، مصالحه‌هایی انجام می‌دهد. چون لایه ۱ باید برای تعداد زیادی مشارکت‌کننده در سراسر جهان قابل‌راستی‌آزمایی بماند، نمی‌تواند به‌سادگی اندازه بلاک یا سرعت را زیاد کند بدون این‌که ریسک تمرکز را بالا ببرد. به همین دلیل مقیاس‌پذیری صرفاً در لایه پایه دشوار است و لایه‌های اضافی اهمیت پیدا کرده‌اند.
  • مرتب‌سازی و قرار دادن تراکنش‌ها در بلاک‌ها در قالب یک تاریخچه جهانی منسجم.
  • اجرای اجماع تا نودهای صادق روی این‌که کدام بلاک‌ها معتبرند توافق کنند.
  • فراهم کردن تسویه نهایی تراکنش‌ها بعد از تأیید بلاک‌ها.
  • ذخیره و به‌روزرسانی وضعیت جهانی، مثل موجودی‌ها و داده smart contractها.
  • ایجاد و مدیریت دارایی بومی (مثل ETH، BTC، SOL) که برای کارمزدها و مشوق‌ها استفاده می‌شود.
  • تضمین دسترس‌پذیری داده تا هر کسی بتواند زنجیره را به‌طور مستقل راستی‌آزمایی کند.
  • اجرای قوانین پایه پروتکل مثل اندازه بلاک، محدودیت gas و الزامات validatorها.
تصویرسازی مقاله
درون یک زنجیره لایه ۱
مقیاس‌پذیری مستقیم روی لایه ۱ معمولاً به‌معنای بلاک‌های بزرگ‌تر یا سریع‌تر است که اجرای نود کامل را برای افراد عادی سخت‌تر می‌کند. این موضوع می‌تواند غیرمتمرکز بودن (decentralization) را کاهش دهد و امنیت را تضعیف کند. برای اجتناب از این مشکل، بسیاری از اکوسیستم‌ها لایه ۱ را محافظه‌کار نگه می‌دارند و بیشتر مقیاس‌پذیری را به لایه‌های بالاتر منتقل می‌کنند.

بلاکچین لایه ۲ چیست؟

لایه ۲ پروتکلی است که روی یک لایه ۱ ساخته می‌شود و تراکنش‌ها را خارج از زنجیره اصلی یا به‌صورت دسته‌های فشرده پردازش می‌کند و سپس به‌طور دوره‌ای داده یا اثبات‌های رمزنگاری‌شده را به زنجیره پایه ارسال می‌کند. هدف این است که توان عملیاتی را افزایش و کارمزدها را کاهش دهد بدون این‌که یک سیستم امنیتی کاملاً جدا ایجاد کند. برای مثال، rollupهای Ethereum بیشتر فعالیت کاربر را روی زیرساخت خودشان اجرا می‌کنند، اما به‌طور منظم داده تراکنش‌های دسته‌ای یا اثبات‌های صحت را به Ethereum می‌فرستند. اگر روی لایه ۲ مشکلی پیش بیاید، کاربران در نهایت می‌توانند برای خروج یا به‌چالش کشیدن رفتار نامعتبر، به قراردادهای لایه ۱ برگردند. این وابستگی به لایه ۱ چیزی است که لایه ۲های واقعی را از sidechainهای مستقل متمایز می‌کند. یک لایه ۲ درست تلاش می‌کند امنیت و تسویه (security and settlement) زنجیره پایه خود را «به ارث ببرد» و در عین حال تجربه کاربری روان‌تری ارائه دهد.
  • Optimistic rollupها: تراکنش‌ها را خارج از زنجیره به‌صورت دسته‌ای پردازش می‌کنند و فرض می‌کنند معتبرند، مگر این‌که کسی در یک بازه چالشی، اثبات تقلب ارائه دهد.
  • ZK-rollupها: تراکنش‌ها را در یک دسته جمع می‌کنند و یک اثبات رمزنگاری خلاصه به لایه ۱ ارسال می‌کنند که درستی آن‌ها را تأیید می‌کند.
  • کانال‌های وضعیت (state channels): وجوه را روی لایه ۱ قفل می‌کنند و اجازه می‌دهند تعداد زیادی به‌روزرسانی آنی خارج از زنجیره بین یک گروه کوچک انجام شود و در نهایت نتیجه نهایی را روی زنجیره تسویه می‌کنند.
  • Validiumها: مشابه ZK-rollupها هستند اما بیشتر داده را خارج از زنجیره نگه می‌دارند و به راه‌حل‌های خارجی دسترس‌پذیری داده متکی‌اند.
  • زنجیره‌های سبک Plasma: طراحی‌های قدیمی‌تری که بیشتر فعالیت را خارج از زنجیره منتقل می‌کنند و به تعهدات دوره‌ای و بازی‌های خروج روی لایه ۱ متکی‌اند.
تصویرسازی مقاله
چطور rollupهای لایه ۲ مقیاس‌پذیری را افزایش می‌دهند
لایه ۲ها مقیاس‌پذیری را بهبود می‌دهند اما اجزای اضافی مثل bridgeها، sequencerها و smart contractهای تخصصی را معرفی می‌کنند. این موضوع می‌تواند اصطکاک تجربه کاربری (UX) ایجاد کند، مثل مراحل bridge کردن و تأخیر در برداشت. همچنین ریسک‌های smart contract و عملیاتی جدیدی به همراه دارد، بنابراین انتخاب L2های بالغ و خوب‌ممیزی‌شده اهمیت دارد.

چطور لایه ۱ و لایه ۲ با هم کار می‌کنند

وقتی از یک rollup لایه ۲ معمولی استفاده می‌کنید، wallet شما ابتدا تراکنش را درست مثل لایه ۱ امضا می‌کند. اما به‌جای این‌که مستقیماً به زنجیره پایه برود، به یک sequencer یا مجموعه‌ای از validatorها ارسال می‌شود که تراکنش‌ها را روی L2 مرتب و اجرا می‌کنند. لایه ۲ وضعیت خودش را سریع به‌روزرسانی می‌کند و به شما تأییدهای تقریباً آنی و کارمزدهای پایین می‌دهد. به‌طور دوره‌ای، L2 تعداد زیادی تراکنش را در یک دسته جمع می‌کند و یا داده فشرده یا یک اثبات رمزنگاری‌شده را به یک smart contract روی لایه ۱ ارسال می‌کند. وقتی این دسته روی زنجیره پایه پذیرفته شد، تغییرات زیربنایی عملاً به امنیت لایه ۱ متصل (anchor) می‌شوند. اگر اختلافی پیش بیاید، کاربران یا ناظران می‌توانند از قراردادهای لایه ۱ برای به‌چالش کشیدن تقلب یا خروج استفاده کنند و زنجیره پایه را به دادگاه نهایی تجدیدنظر برای لایه ۲ تبدیل کنند.
تصویرسازی مقاله
از نهایی شدن روی L2 تا L1
کارلوس می‌خواهد توکن‌ها را سواپ کند اما کارمزد gas روی Ethereum بالاست، بنابراین مقدار کمی ETH را به یک rollup لایه ۲ bridge می‌کند. تراکنش bridge روی لایه ۱ کمی گران‌تر است، اما وقتی وجوهش روی L2 می‌رسد، هر سواپ فقط کسری از یک دلار هزینه دارد و در چند ثانیه تأیید می‌شود. بعد از یک هفته معامله، او تصمیم می‌گیرد سودش را برای نگه‌داری بلندمدت به لایه ۱ برگرداند. او روی L2 برداشت را شروع می‌کند که یک دوره انتظار را آغاز می‌کند تا دسته روی Ethereum نهایی شود. برداشت طولانی‌تر می‌شود و gas بیشتری هزینه دارد، اما بعد از تکمیل، وجوهش دوباره مستقیماً روی زنجیره پایه ایمن می‌شوند.

چه زمانی از لایه ۱ و چه زمانی از لایه ۲ استفاده کنیم

هر اقدام روی بلاکچین لازم نیست تمام وزن و هزینه لایه ۱ را پشت خود داشته باشد. برای بسیاری از کارهای روزمره، یک لایه ۲ خوب‌طراحی‌شده امنیت کافی را با کسری از هزینه ارائه می‌دهد. به ارزش و تکرار فکر کنید. جابه‌جایی‌های باارزش و کم‌تکرار می‌توانند کارمزدهای بالاتر و تأیید کندتر روی زنجیره پایه را توجیه کنند. اقدامات کم‌ارزش و پرتکرار از سرعت و هزینه پایین L2ها سود می‌برند. با نگاشت فعالیت‌های خود به لایه مناسب، می‌توانید در هزینه صرفه‌جویی کنید و ازدحام را کاهش دهید، در حالی که همچنان از همان اکوسیستم زیربنایی استفاده می‌کنید.

موارد استفاده

  • نگه‌داری بلندمدت و باارزش دارایی‌ها یا NFTها روی لایه ۱ برای حداکثر امنیت و نهایی بودن.
  • معاملات فعال DeFi، yield farming و سواپ‌های پرتکرار روی لایه ۲ برای به حداقل رساندن کارمزدها و slippage ناشی از جهش gas.
  • بازی‌های on-chain و ریزتراکنش‌ها روی لایه ۲، جایی که تأخیر کم و کارمزد بسیار ناچیز حیاتی است.
  • استراتژی NFT minting: mint یا تسویه مالکیت نهایی روی لایه ۱، اما اجرای دراپ‌ها، airdropها یا فعالیت NFT درون بازی روی لایه ۲.
  • حقوق و پرداخت‌های دوره‌ای: تجمیع پرداخت حقوق یا پرداخت به سازندگان روی یک لایه ۲ و سپس تسویه دوره‌ای جابه‌جایی خزانه روی لایه ۱.
  • پرداخت‌های برون‌مرزی: استفاده از لایه ۲ برای انتقال‌های سریع و ارزان، همراه با تجمیع دوره‌ای یا جابه‌جایی‌های مرتبط با تطبیق مقررات روی لایه ۱.

مطالعه موردی / داستان

نها یک توسعه‌دهنده فریلنسر در هند است که می‌خواهد یک dApp بلیت‌فروشی NFT برای رویدادهای محلی بسازد. هدفش ساده است: طرفداران باید بتوانند بلیت بخرند و اسکن کنند بدون این‌که کارمزد gas از خود قیمت بلیت بیشتر شود. او ابتدا روی شبکه اصلی Ethereum آزمایش می‌کند و خیلی زود می‌بیند که mint کردن و انتقال بلیت‌ها در زمان‌های شلوغ می‌تواند چند دلار برای هر تراکنش هزینه داشته باشد. این شاید برای یک کنسرت بزرگ قابل‌قبول باشد، اما برای دورهمی‌های کوچک محلی نه. او نگران است که اگر تجربه کاربری کند و گران باشد، کاربران اپ را رها کنند. بعد از آشنایی با rollupهای لایه ۲، نها قراردادهایش را روی یک L2 محبوب Ethereum مستقر می‌کند. کاربران یک‌بار مقدار کمی ETH را bridge می‌کنند و بعد می‌توانند بلیت‌ها را با کارمزدی در حد چند سنت و با تأیید تقریباً آنی mint و معامله کنند. برای رویدادهای مهم، نها به‌طور دوره‌ای داده‌ها و درآمد مهم را به لایه ۱ checkpoint می‌کند. نتیجه‌گیری او این است که لایه ۱ و لایه ۲ رقیب هم نیستند. لایه ۱ به او یک پایه تسویه قابل‌اعتماد می‌دهد، در حالی که لایه ۲ به کاربرانش اجازه می‌دهد تجربه‌ای روان و کم‌هزینه روی آن داشته باشند.
تصویرسازی مقاله
انتخاب لایه مناسب

امنیت و ریسک: لایه ۱ در برابر لایه ۲

عوامل اصلی ریسک

لایه ۲ها طوری طراحی شده‌اند که تضمین‌های امنیتی لایه ۱ خود را به ارث ببرند، اما داستان به این سادگی نیست. آن‌ها به اجزای اضافی مثل bridgeها، sequencerها و smart contractهای پیچیده متکی‌اند که هر کدام می‌توانند سطح حمله جدیدی ایجاد کنند. قراردادهای bridge بارها هدف هک بوده‌اند و باگ‌ها یا تنظیمات اشتباه منجر به ضررهای بزرگ یا قفل شدن وجوه شده‌اند. sequencerهای متمرکز از نظر تئوری می‌توانند تراکنش‌ها را سانسور یا دوباره مرتب کنند و سیستم‌های اثبات هنوز نسبتاً جدید و پیچیده‌اند. برای کاربران، ریسک‌های عملی هم وجود دارد: ارسال وجوه به زنجیره اشتباه، درک نکردن زمان برداشت، یا اعتماد به L2های بسیار جدید با ممیزی و نظارت کم. هر لایه ۲ را به‌عنوان یک سیستم جداگانه برای ارزیابی در نظر بگیرید، حتی اگر به یک لایه ۱ قوی مثل Ethereum متصل باشد.

Primary Risk Factors

اختلال در اجماع لایه ۱
اگر زنجیره پایه مورد حمله قرار گیرد یا fork شود، هم لایه ۱ و هم هر L2 وابسته می‌توانند تحت تأثیر قرار بگیرند، چون تسویه نهایی به لایه ۱ وابسته است.
ازدحام و جهش کارمزد در لایه ۱
تقاضای سنگین روی زنجیره پایه می‌تواند bridge کردن یا نهایی کردن دسته‌های L2 را کند و گران کند.
باگ در smart contractهای L2
باگ در قراردادهای rollup یا bridge می‌تواند وجوه کاربران را قفل، به‌اشتباه منتقل یا حتی تا زمان رفع مشکل از بین ببرد.
ریسک bridge
در صورت به خطر افتادن کلیدها یا منطق bridge، مهاجمان می‌توانند دارایی جعلی mint کنند یا وثیقه قفل‌شده را تخلیه کنند.
تمرکز اپراتور یا sequencer
اگر گروه کوچکی کنترل ترتیب‌دهی تراکنش‌ها روی یک L2 را در دست داشته باشد، تا زمانی که غیرمتمرکزسازی بهبود یابد می‌تواند تراکنش‌ها را سانسور یا front-run کند.
تأخیر در برداشت
برخی L2ها، به‌ویژه optimistic rollupها، قبل از این‌که وجوه دوباره روی لایه ۱ کاملاً در دسترس شوند، دوره انتظار برای برداشت دارند.
خطاهای UX کاربر
انتخاب شبکه اشتباه در wallet یا ارسال به آدرس ناسازگار می‌تواند وجوه را گیر بیندازد یا نیاز به مراحل بازیابی پیچیده ایجاد کند.

بهترین شیوه‌های امنیتی

  • همیشه از لینک‌های رسمی bridge استفاده کنید، قوانین برداشت هر L2 را یاد بگیرید و از پارک کردن تمام وجوه خود روی شبکه‌های بسیار جدید یا بدون ممیزی خودداری کنید.

مقایسه کنار هم: لایه ۱ در برابر لایه ۲

جنبه Layer1 Layer2 لنگر امنیتی امنیت پایه خود را از طریق اجماع و validatorها یا ماینرها فراهم می‌کند. به امنیت لایه ۱ متکی است به‌علاوه فرضیات اضافی درباره bridgeها، sequencerها و اثبات‌ها. کارمزدهای معمول بالاتر و پرنوسان‌تر، به‌ویژه در زمان ازدحام شبکه. بسیار کمتر برای هر تراکنش، چون عملیات زیاد، هزینه یک ارسال به L1 را با هم شریک می‌شوند. توان عملیاتی برای حفظ غیرمتمرکز بودن نودها و معقول نگه‌داشتن نیاز سخت‌افزاری محدود شده است. توان عملیاتی بالاتر با اجرای خارج از زنجیره یا به‌صورت دسته‌ای، همراه با تعهدات دوره‌ای روی L1. غیرمتمرکز بودن عموماً غیرمتمرکزتر، با تعداد زیادی نود کامل و validator در سراسر جهان. امروز اغلب متمرکزتر است، به‌ویژه در مورد sequencerها و اپراتورهای زیرساخت. پیچیدگی UX مدل ذهنی ساده‌تر؛ بدون bridge، اما با کارمزد بالاتر و تأیید کندتر. نیازمند bridge کردن، تعویض شبکه و درک تأخیرهای برداشت است، اما استفاده روزمره روان‌تری ارائه می‌دهد. نمونه‌ها Bitcoin، Ethereum، Solana، Avalanche، BNB Chain. Arbitrum، Optimism، zkSync، Starknet، Base، Polygon zkEVM. بهترین کاربرد نگه‌داری بلندمدت ارزش، حاکمیت پروتکل پایه و تسویه‌های نهایی. معاملات پرتکرار، بازی، اپ‌های اجتماعی و dAppهای پرحجم که به کارمزد پایین نیاز دارند.
Article illustration
Layer 1 vs Layer 2 Roles

شروع کار: استفاده از L2 وقتی روی L1 هستید

bridge کردن از لایه ۱ مثل Ethereum به یک لایه ۲ یعنی قفل کردن یا ارسال توکن‌های خود به یک smart contract روی زنجیره پایه و دریافت توکن‌های معادل روی L2. شما ارزش جدیدی ایجاد نمی‌کنید؛ فقط آن را بین لایه‌هایی که با یک bridge به هم متصل‌اند جابه‌جا می‌کنید. تراکنش bridge اولیه روی لایه ۱ انجام می‌شود، بنابراین می‌تواند کندتر و گران‌تر باشد. وقتی وجوه روی لایه ۲ می‌رسند، بیشتر اقدامات ارزان‌تر و سریع‌تر هستند چون به‌صورت دسته‌ای یا خارج از زنجیره انجام می‌شوند. برداشت به لایه ۱ این فرایند را معکوس می‌کند و بسته به طراحی L2 ممکن است شامل دوره انتظار یا کارمزد gas بالاتر باشد.
  • یک لایه ۲ معتبر که از اپ‌ها یا توکن‌های موردنیاز شما پشتیبانی می‌کند انتخاب کنید و ممیزی‌ها و اعتبار آن در جامعه را بررسی کنید.
  • لینک رسمی bridge را از مستندات یا وب‌سایت اصلی L2 پیدا کنید و برای جلوگیری از سایت‌های فیشینگ آن را بوکمارک کنید.
  • wallet خود را روی شبکه صحیح لایه ۱ وصل کنید و مطمئن شوید توکنی که می‌خواهید bridge کنید پشتیبانی می‌شود.
  • کارمزد gas لایه ۱ را تخمین بزنید و ابتدا فقط مقدار کمی را به‌صورت آزمایشی bridge کنید تا مطمئن شوید همه‌چیز طبق انتظار کار می‌کند.
  • وقتی وجوه روی لایه ۲ رسید، dAppها را بررسی کنید، انتخاب شبکه در wallet را تأیید کنید و یک تراکنش کوچک امتحان کنید.
  • قبل از ارسال مبالغ بزرگ، مستندات برداشت را بخوانید تا تأخیرها، کارمزدها و هر مرحله خاص برای بازگشت به لایه ۱ را درک کنید.

Pro Tip:روی هر L2 جدید، ابتدا با مبلغ کم bridge و تست کنید، همیشه شبکه انتخاب‌شده در wallet را دوباره چک کنید و مقداری توکن لایه ۱ کنار بگذارید تا برای gas و برداشت‌های آینده استفاده کنید.

لایه ۱ در برابر لایه ۲: پرسش‌های متداول

جمع‌بندی: چطور درباره لایه‌ها فکر کنیم

ممکن است مناسب باشد برای

  • کاربرانی که کارمزد کمتر می‌خواهند اما هنوز برای امنیت لایه ۱ ارزش قائل‌اند
  • سازندگانی که تصمیم می‌گیرند dAppهای خود را روی Ethereum و L2های آن کجا مستقر کنند
  • هولدرهای بلندمدت که برنامه‌ریزی می‌کنند چطور وجوه را بین نگه‌داری سرد و معامله فعال تقسیم کنند
  • گیمرها و کاربران DeFi که زیاد تراکنش می‌زنند و به تأیید سریع نیاز دارند

ممکن است مناسب نباشد برای

  • افرادی که اصلاً حاضر نیستند چند شبکه یا bridge را مدیریت کنند
  • کاربرانی که در هر لحظه به برداشت آنی تضمین‌شده به لایه ۱ نیاز دارند
  • کسانی که روی L2های بسیار آزمایشی تکیه می‌کنند بدون این‌که ریسک‌های اضافی را درک کنند
  • هر کسی که با self-custody و اصول پایه امنیت wallet راحت نیست

بلاکچین‌های لایه ۱ پایه امنیت و تسویه یک اکوسیستم هستند. آن‌ها کندتر حرکت می‌کنند، برای هر تراکنش هزینه بیشتری دارند و کمتر تغییر می‌کنند، اما جایی هستند که حقیقت نهایی در آن ثبت و توسط مجموعه گسترده‌ای از validatorها محافظت می‌شود. لایه ۲ها لایه مقیاس‌پذیری و UX هستند. آن‌ها روی یک لایه ۱ قوی سوار می‌شوند، بیشتر فعالیت روزمره را با کارمزد کمتر و تأیید سریع‌تر پردازش می‌کنند و سپس نتایج را به زنجیره پایه متصل (anchor) می‌کنند. وقتی تصمیم می‌گیرید کجا تراکنش انجام دهید یا بسازید، سه سؤال بپرسید: این فعالیت چقدر باارزش است، هر چند وقت یک‌بار اتفاق می‌افتد و چقدر پیچیدگی حاضر هستم مدیریت کنم؟ برای بیشتر افراد، پاسخ ترکیبی است: ارزش مهم و بلندمدت را روی لایه ۱ نگه دارید و بعد از تست با مبالغ کم، از لایه ۲ برای اقدامات روزمره استفاده کنید.

© ۲۰۲۵ Tokenoversity. تمامی حقوق محفوظ است.